هدفمندسازي يارانه‌ها، فرصتي براي حسابداران

امروزه تمام جوامع به نقش پر رنگ حسابداران در اقتصاد واقف هستند. حسابداران ديگر دفترداران ساده‌اي نيستند كه تنها مسوول ثبت و ضبط اطلاعات و عمليات مالي شركت‌ها باشند، بلكه آنها وظايف سخت، مهم و در عين حال بسيار متنوع همچون اعتباربخشي به صورت‌هاي مالي، هدايت عمليات شركت‌ها، تخصيص منابع و تصميم‌گيري در مورد مسائل مهم شركت‌ها را برعهده دارند.

هدفمندسازي يارانه‌ها، فرصتي براي حسابداران
 

اين تنوع وظايف باعث شده است حسابداران در جاي‌جاي شركت‌ها و جامعه داراي نقش‌ها و مسووليت‌هاي متنوعي باشند و در نتيجه آنها از اركان اصلي شركت‌ها به منظور اتخاذ تصميمات مهم هستند.
از طرف ديگر، طرح عظيم هدفمندسازي يارانه‌ها طي چند روز اخير به اجرا درآمده است. با توجه به اينكه مهمترين اثر طرح مزبور، نتايج مالي آن است و حسابداران بايد بكوشند كه با ابزار و تخصصي كه در اختيار دارند هر چه بهتر شركت‌ها، سازمان‌ها و از همه مهمتر جامعه را با اين طرح هماهنگ سازند. در اين نوشتار تنها سعي شده است كه به وظيفه و فرصت‌هاي پيش روي حسابداران در شركت‌ها پرداخته شود و به نقش كلان آنها در محيط اقتصادي نگريسته نشده است.
حسابداران به طور كلي به دو صورت با شركت‌ها در ارتباطند. دسته اول شامل حسابداراني است كه در قسمت‌هاي مختلف سازمان به عنوان كارمند مشغول به فعاليت هستند. كارمندان قسمت حسابداري، حسابداران مديريت، مديران مالي، مديران اجرايي و برخي اعضاي هيات‌مديره، جزو اين گروه هستند كه تصميمات حياتي شركت براي هدايت عمليات و تخصيص منابع شركت بر عهده آنها است. دسته‌اي ديگر از حسابداران، افرادي هستند كه جزو پرسنل سازمان نبوده، اما با سازمان مربوط در ارتباط هستند، مانند حسابرسان مستقل و مشاوران مالي سازمان. حسابرسان و مشاوران، با ارائه پيشنهادات مفيد به صورت شفاهي يا كتبي مي‌توانند شركت‌ها را در امر اصلاح ساختار سيستم‌هاي مديريت، كنترلي و هزينه‌يابي ياري دهند.
حسابرسان با توجه به تجربه و دانشي كه طي چندين سال مطالعه و كار حرفه‌اي با شركت‌ها و سيستم‌هاي مختلف به دست مي‌آورند، مي‌توانند جزو بهترين مشاوران شركت‌ها باشند. يكي از محصول‌هاي فرعي آنها در حسابرسي مالي سالانه، نامه مديريت است كه در آن حسابرسان نقاط ضعف كنترل‌هاي داخلي و سيستم‌هاي شركت را به همراه راهكارهايي به منظور بهبود و اصلاح آنها به شركت ارائه مي‌كنند. آنها همچنين با انجام حسابرسي عملياتي نقش مهمي در اين زمينه ايفا مي‌كنند.
حسابداران در هر جايگاهي بايد با توجه به شرايط، شركت‌ها را ترغيب كنند كه سيستم‌هاي مديريت و هزينه‌يابي سنتي همچون هزينه‌يابي بر مبناي حجم را كنار گذاشته و به سيستم‌هاي مديريت و هزينه‌يابي مدرن همچون هزينه‌يابي بر مبناي فعاليت، هزينه‌يابي بر مبناي هدف، هزينه‌يابي كايزن، هزينه‌يابي بر مبناي كيفيت، سيستم مديريت استراتژيك ارزيابي متوازن، سيستم موجودي و توليد به موقع، سيستم‌هاي نوين بودجه‌بندي و در نظر گرفتن محدوديت‌هاي توليد(تئوري گلوگاه) در عمليات خود روي آورند. در سيستم‌هاي نوين مديريت و هزينه‌يابي به جاي توجه صرف به كاهش هزينه‌ها به عوامل ديگري همچون فعاليت‌هاي داراي ارزش افزوده، چرخه عمر محصول، نيازهاي مشتري و بهبود مستمر محصولات و فرآيندها توجه مي‌شود، و در واقع به جاي كاهش هزينه، مديريت هزينه ملاك عمل قرار مي‌گيرد.
در سيستم‌هاي سنتي براي كاهش هزينه‌ها، ممكن است شركت برخي بخش‌هاي خود را تعطيل يا مواد اوليه ارزان تر و با كيفيت پايين تر را جايگزين مواد اوليه فعلي توليد كند كه آثار اين اقدام‌ها ممكن است باعث افت كيفيت محصول و كاهش رضايت مشتريان و در نهايت كاهش سودآوري و ورشكستگي شركت شود.
مهندسي ارزش با استفاده از روش‌هاي پيشرفته هزينه‌يابي و با تجزيه و تحليل كيفيت، قيمت و كاركردهاي مختلف محصول از يك طرف و بهاي تمام شده محصول از طرف ديگر، تلاش در جهت كاهش هزينه‌ها دارد. در هزينه‌يابي بر مبناي فعاليت، فعاليت‌هايي كه به ارزش موردنظر مشتري نمي‌افزايند، بايد حذف شوند؛ زيرا اين فعاليت‌ها منابع محدود و كمياب را بيهوده مصرف مي‌كنند.
هزينه‌يابي بر مبناي هدف مي‌كوشد كه تمام زنجيره ارزش محصول (كه كليه فرآيند درون شركت از مرحله تحقيق و توسعه به عنوان نقطه آغازين تا خدمات پس از فروش به عنوان نقطه پاياني را شامل شود) را بر اساس نظرات مشتري و قبل از توليد محصول طراحي كنند. در هزينه‌يابي كايزن، تلاش‌ها در جايي متمركز مي‌شود كه اثربخش‌تر است و بر اساس نظرات مديران ارشد سازمان انجام مي‌شود و يا در تئوري گلوگاه، مديران شركت توجه خود را معطوف افزايش سرعت فعاليت‌هايي مي‌كنند كه در گلوگاه قرار دارند يعني فعاليت‌هايي كه به علت وجود محدوديت‌ها در زنجيره ارزش محصول موجب كاهش سرعت عمليات مي‌شوند و اين كاهش سرعت باعث ايجاد و انباشت كالاي در جريان ساخت در فعاليت‌هايي مي‌شود كه هنوز به مرحله گلوگاه نرسيده‌اند.
اين انباشت كالا باعث تحمل هزينه‌ها و افت كيفيت محصولات مي‌شود و يا ارزيابي متوازن به عنوان يك سيستم مديريت استراتژيك، سازمان را قادر مي‌سازد تا برنامه ريزي تجاري و مالي خود را با يكديگر هماهنگ كند، برنامه‌هايي كه موجب مصرف منابع مختلف مالي مي‌شوند.
ارزيابي متوازن به شركت كمك مي‌كند كه آن در مرتبط كردن طرح‌ها و فعاليت‌هاي خود با اهداف استراتژيك سازمان موفق عمل كند و حتي مي‌تواند باعث تغيير و اصلاح ساختار سازمان شود؛ بنابراين اجراي طرح هدفمند‌سازي يارانه‌ها، فرصتي مطلوب براي حسابداران است تا با تخصص خود، شركت‌ها را به منظور مديريت هزينه و اصلاح ساختار عمليات ياري دهند.

 

تاريخ ارسال: 1389/11/24

تعداد بازدید: 1245

نظر بدهید...
نظر خود را در فرم زیر وارد کنید
نام:
ایمیل:
نظر:
متن داخل تصویر را وارد نمایید:
کد امنیتی
 |