اثر مالیات بر روی تصمیمات سرمایه گذاری

 

به گزارش رسانه مالیاتی ایران، زمانی که فرد یا موسسه ای در بازار مالی فعال است و به خرید و فروش اوراق بهادار می پردازد، ممکن است سود ببرد یا ضرر کند. سود بردن به معنی کسب سرمایه (CAPITAL GAIN) و ضرر دیدن به معنی از دست رفتن سرمایه (CAPITAL LOSS) است.

اگر فردی یک سهم از شرکت به قیمت ۱۰۰ دلار خریداری و سپس آن را به مبلغ ۱۵۰ دلار بفروشد، در این صورت ۵۰ دلار سرمایه به دست آورده که لازم است مالیات این ۵۰ دلار را مطابق قوانین موجود بپردازد. اگر همین ۱۰۰ دلاری به مبلغ ۸۰ دلار فروخته شود، سرمایه ای معادل ۲۰ دلار از دست رفته است. اگر سهامداران یک شرکت پس از مدتی به عنوان سود سهم یا بهره (DIVIDEND OR INTEREST) مبلغی دریافت کنند، لازم است بابت این درآمد، مالیات بر درآمد (INCOME TAX) پرداخت کند. در صورتی که مالیات بر درآمد سهامداران زیاد باشد، سرمایه گذاران بر روی اوراق بهادار تمایل کمتری به خرید سهم از خود نشان خواهند داد و چنانچه مالیات بر سرمایه کسب شده (CAPITAL GAIN) یا مالیات ناشی از فروش سهم به قیمت بالاتر، کمتر باشد، به طور طبیعی سهامداران علاقه مند خواهند بود که به فروش سهام اقدام کنند و در صورتی که مالیات بر سهم سود در مقابل مالیات بر کسب سرمایه باشد، سرمایه گذاری بر روی سهام شرکت ها گسترش پیدا خواهد کرد و تمایل کمتری به فروش سهام در بین سرمایه گذاران دیده خواهد شد. به هر حال نوع مالیات بندی بر روی انواع درآمد یا کسب سود می تواند در رفتار سرمایه گذاران موثر باشد. بعضی از متخصصان اعتقاد دارند که کاهش مالیات بر کسب سرمایه سبب افزایش تولید ملی، رشد سرمایه گذاری و افزایش قیمت سهام می شود و در عین حال این کار سبب می شود که هزینه سرمایه برای شرکت ها کاهش پیدا کند. نوع مالیات بندی می تواند در ترجیح شرکت ها برای انتشار اوراق قرضه یا سهام موثر باشد یا در خصوص خرید یا اجاره ماشین آلات مورد نیاز شرکت تعیین کننده باشد.

رابطه مالیات و سرمایه گذاری از دیدگاه سرمایه گذاران و فعالان در بازار مالی، نوع مالیات بندی بر درآمدهای ناشی از سرمایه گذاری در سهام، اوراق قرضه و یا سایر اوراق بهادار اثرگذار است. گاهی مالیات بر درآمد فردی به اعتبار گروه های مختلف درآمدی تغییر پیدا می کند و حتی فاصله درصد مالیات بین دو طبقه از درآمدهای متفاوت، کم یا زیاد می شود. در صورتی که مالیات بندی بر روی درآمدهای اشخاص نسبت به درآمدهای آن ها از سرمایه گذاران بر روی اوراق بهادار سنگین باشد، افراد علاقه مند خواهند بود که بر روی اوراق بهادار سرمایه گذاری کنند تا مالیات کمتری بپردازند و در صورتی که عکس این حالت از نظر قوانین مالیاتی حاکم باشد، تمایل برای سرمایه گذاری بر روی اوراق بهادار کاهش پیدا خواهد کرد.

از این گذشته نرخ مالیات نهایی (MARGINAL TAX) نیز از دیدگاه اشخاص، سرمایه گذاران و شرکت ها اهمیت دارد. نرخ مالیات نهایی، نرخ مالیاتی است که به یک مقدار متجاوز از حد معینی تعلق می گیرد. بنابراین مالیات متوسط شرکت از تقسیم کل مالیات پرداختی بر کل درآمد به دست آمده، حاصل می شود. در صورتی که نرخ مالیات بر درآمد اولیه و یا نرخ مالیات نهایی تغییر کند، متوسط نرخ مالیات شرکت هم تغییر می یابد. شرکت ها با توجه به نرخ مالیات متوسط می توانند نوع فعالیت یا محل فعالیت خود را عوض کنند.

همان گونه که نرخ مالیات بر سهم سود یا سرمایه به دست آمده هم روی رفتار فرد سرمایه گذار اثر گذار است. اگر سرمایه گذار متوجه شود که نرخ مالیات بر انواع سرمایه گذاری در محلی عموما کمتر است، ممکن است محل اقامت خود را تغییر دهد. این تغییرات، اگر با شدت اتفاق بیفتد، ممکن است فردی را به اقامت در جای معینی تشویق کند ولی شرکت مورد علاقه او برای خرید سهام یا اوراق قرضه در شهر یا کشور دیگری قرار داشته باشد. سرمایه گذاری خارج از شرکت در اکثر کشورها، شرکت های گوناگون در ادامه حیات کاری خود تنها به سرمایه سهامداران یا سودهای توزیع نشده اکتفا نمی کنند؛ بلکه از سرمایه های خارج از شرکت نیز به اشکال متفاوت بهره مند می شود.

شرکت های مختلف به منظور استفاده از سرمایه های خارج از شرکت ممکن است از انواع موسسات مالی به صورت های متفاوت وام بگیرند و از طریق انتشار اوراق قرضه به منابع پولی خارج از شرکت دسترسی داشته باشند. پول ها و سرمایه های خارج از شرکت که به مدت ۱ تا ۵ سال و بعضی اوقات بیش از ۵ سال در اختیار شرکت قرار می گیرند، ماهیت بدهی بلند مدت پیدا می کنند و افراد یا موسسات حقوقی مختلف که برای شرکت سرمایه بلند مدت تامین می کنند، در حکم طلبکاران شرکت هستند و جزو افراد و موسسات طلبکار از شرکت محسوب می شوند.

اوراق قرضه ممکن است از طرف شرکت های سهامی یا از طرف موسسات دولتی منتشر شود. اوراق قرضه ارزش اسمی (NORMAL VALUE) آن ها ثبت می شود، و نیز ممکن است تاریخ بازپرداخت آن ها قید شود و بر اساس توافق دو طرف، زمان پرداخت به دارنده اوراق قرضه اعلام شود. بیشتر بر اساس نوشته روی ورقه قرضه یا بر اساس توافق جداگانه ای پرداخت ارزش یا سود ورقه قرضه به صورت هر ۶ ماه یکبار یا هر سال یکبار تعهد می شود.

درصد بهره اوراق قرضه بر روی آن قید می شود و پرداخت بهره ورقه قرضه هر ۳ ماه یکبار یا هر ۶ ماه یکبار و یا هر سال یکبار صورت می پذیرد. بسیاری از اوراق قرضه دارای وعده ۵ سال یا بیشتر هستند. وعده بازپرداخت ورقه قرضه از یک کشور به کشور دیگر با توجه به شرایط اقتصادی کشورها متفاوت است. حتی درون یک کشور و تحت شرایط اقتصادی مشابه می تواند از صنعتی به صنعت دیگر فرق داشته باشد. در آمریکا اوراق قرضه بلند مدت از طرف شرکت های راه آهن با وعده ۹۹ ساله هم منتشر شده است و در مقابل در بعضی موارد نادر در آمریکا اوراق قرضه ای منتشر شده است که تاریخ معینی در مورد بازپرداخت اصل ورقه پیش بینی نشده ولی پرداخت مرتب بهره سالیانه آن از طرف موسسه انتشار دهنده تعهد شده است.

در بیشتر موارد وعده بازپرداخت اوراق قرضه موسسات صنعتی محدود و کم است ولی وعده بازپرداخت اوراق قرضه موسسات خدماتی و دولتی طولانی و زیاد است.

اوراق قرضه ویژگی هایی دارند که آن ها را از سرمایه سهامداران و سایر انواع بدهی ها متفاوت می کند. این ویژگی ها عبارتند از:

ویژگی اول: تفاوت اول در خصوص وعده اوراق قرضه است. اوراق قرضه باید در تاریخ معینی بازپرداخت شوند ولی برای سرمایه سهامداران چنین الزامی وجود ندارد.

ویژگی دوم: اوراق قرضه بر روی درآمدهای موسسه انتشار دهنده آن ها حق تقدم دارند. صاحبان اوراق قرضه نسبت به درآمدهای شرکت یا موسسه مربوطه در مقابل سهامداران اولویت دارند زیرا از درآمدهای حاصله ابتدا باید حقوق طلبکاران یعنی حقوق صاحبان اوراق قرضه پرداخت شود و چنانچه از درآمدهای حاصله مبلغی باقی بماند در آن صورت برای صاحبان سهام، سود سهام پرداخت می شود، بهره بدهی ها به صورت هزینه های ثابت از پیش تعیین شده است. در پایان یک دوره فعالیت، بدون توجه به سطح درآمدهای شرکت یا موسسه انتشار دهنده اوراق قرضه، بهره اوراق باید پرداخت شود. این پرداخت به لحاظ قانونی الزام دارد به این دلیل خرید اوراق قرضه هم از سوی افرادی صورت می گیرد که طالب درآمدهای ثابت و معین هستند و هم از سوی شرکت ها یا موسساتی مانند بانک ها، شرکت های بیمه و موسسات مالی انجام می شود که در فعالیت های خود نیازمند درآمدهای قطعی و مشخص هستند. صاحبان اوراق قرضه باید در زمان های معین بهره اوراق قرضه خود را دریافت نمایند، در حالی که صاحبان سهام تنها در صورت وجود سود قابل قبول و یا وجود منابع مالی قابل توزیع می توانند حق سهم دریافت کنند. از سوی دیگر دریافتی های صاحبان اوراق قرضه یک شرکت معین در چارچوب سود اوراق قرضه محصور است و اگر شرکت سودآوری زیادی هم داشته باشد، فقط به پرداخت بهره اوراق قرضه اقدام می نماید. در صورتی که با افزایش مقدار سود شرکت مربوطه، سهامداران می توانند سود بیشتری را دریافت کنند. به عبارت دیگر در حالی که سهم سود صاحبان سهام شرکت انتشار دهنده اوراق قرضه متغیر است، درآمد بهره صاحبان اوراق قرضه همان شرکت ثابت است، ولی پرداخت بهره به اوراق قرضه الزام دارد در صورتی که برای صاحبان سهام پرداخت سود سهم الزامی نیست.

ویژگی سوم: صاحبان اوراق قرضه بر روی دارایی های شرکت تقدم دارند در صورتی که یک شرکت ورشکست شود ابتدا لازم است از طریق دارایی های آن شرکت حقوق صاحبان اوراق قرضه از طریق فروش دارایی های شرکت تامین شود و اگر مقداری از دارایی ها موجود باشد، آنگاه به ایفای حقوق صاحبان سهام اقدام می شود. در این صورت صاحبان سهم بیشتر حقوق بیشتری دارد و صاحب سهم کمتر، دریافتی کمتری خواهد داشت.

ویژگی چهارم: صاحبان اوراق قرضه می توانند تحت شرایط خاص نظرات خود را در سطح مدیریت شرکت اعمال کنند. گرچه طلبکاران یا صاحبان اوراق قرضه به طور مستقیم در اداره یک شرکت دخالت ندارند ولی ممکن است صاحبان اوراق قرضه در قرارداد خرید اوراق قرضه یا با نظر مجمع عمومی بتوانند بعضی محدودیت ها را بر مدیریت شرکت اعمال کنند. این محدودیت ها می تواند به شکل تعیین حد و مرز در مورد گرفتن وام از منابع بیرونی شرکتی، نسبت به مقدار وام به کل سرمایه، حقوق مدیران و غیره باشد. علاوه بر این طلبکاران و صاحبان اوراق قرضه می توانند در مقابل مدیریتی که حقوق قانونی آن ها را ایفا نمی کند، به مراجع قانونی شکایت کنند.

نتیجه گیری:

با توجه به مباحث بالا نتیجه می گیریم که میزان درصد مالیات بر درآمد شرکت و مالیات اوراق قرضه می تواند نحوه سرمایه گذاری را تغییر دهد. همچنین با توجه به تفاوت بین صاحبان اوراق قرضه و صاحبان سهام از نظر ریسک، درآمد و اعمال کنترل بر شرکت نحوه ی سرمایه گذاری با در نظر گرفتن مقتضیات زمان تغییر خواهد نمود. لازم به ذکر است در صورتی که درصد مالیات بر سود سهام شرکت ها با درصد مالیات بر سود اوراق قرضه یکسان باشد، باعث تشویق سرمایه گذاران به سمت سرمایه گذاری در سهام شرکت می شود

تاريخ ارسال: 1390/5/17

تعداد بازدید: 1475

نظر بدهید...
نظر خود را در فرم زیر وارد کنید
نام:
ایمیل:
نظر:
متن داخل تصویر را وارد نمایید:
کد امنیتی
 |